fragile

이제는 겁나 끝이 보일까 봐
We're fallin' down yeah
반복되는 시차 긴 시간의 너와
끝이 없는 deadline


You shouldn't spill, it's over, oh yeah
You shouldn't spill, it's over, oh oh yeah yeah yeah
마지막이라 말하지 마 it is not over
해가 뜨기 전에 우린
Think about you, we are so fine


Almost there 반복된 우린 시소게임
We not the same
깨지지 않게 우린 파손 주의
미로 속에 갇혀버린 우리 love is blind

I don't care 예전처럼 다시 I'll try

Lonely boy staying lonely

چرا جدیدا راجع بهش جوگیر رفتار میکنم

باید وابستگیمو کنترل کنم وگرنه پس فردا جو میگیرتم و اونو نمیتونم کنترلش کنم.

از نوجوون 14 ساله بودن (یه آدم احمق جوگیر بودن) بدم میاد.

فاک یو اند یو اند یووووو😏🙏

جینی>>>>>>>

وای.

جینی خیلی وایبشو میده.

حس بدی دارم از این همه چثناله

شاید تو رودروایسی مونده بود برای همین ویسامو گوش داد

چی بگم.

کاش میشد بخوابم و درسمم به تخمم باشه چون چشمام میسوزه جدی.

OOOh.

داشتم OnlyOneOf me رو گوش میدادم و یاد اینجا افتادم.

الان تو اتوبوسم. تو راه دندون پزشکی.

ارتودنسی بده. من فقط فک بالاییمه ولی بخاطر اون دندون نیش قشنگی که بهم نمیاد ولی ووجین رو خیلی خوشگل کرده خیلی درد میکشم.

چجوریه که به اون میاد و من شبیه... میشم؟🤣

تایپ کردن عذاب آوره. اونم با این گوشی خورد شده.

درموردش گفتم؟ مهم نیست...

اون روز کلی ویس دادم تو دیلیم

تو همشون گریه میکردم

خیلی بد.

بعدش اعصابم خورد شد و زدم دیلیمو پاک کردم کلا.

خیلی پشیمونم. دنج بود. دوسش داشتم.

حتی با اینکه یکی دیگه با همون لینک زدم... بازم هیچی cOy قبلی نمیشه.

همونطور که هیچی نیان گادوکی قبلی نمیشد...

دلم فقط آرامش میخواد.

ویویویوویویویوویویویوویویویوویویو

این چند روزه خیلی عجیب رفتار میکنم.

نمیدونم.

تموم شو دیگه...

میخوام رابطم با اون دوتا تموم شه

و اون یکی. اونم جدی وقتشه از زندگیم بره بیرون.

من دیگه دلسوزیامو کردم براش🤣

خب.

خستم.

همین.

یکم.

امروز بهترم

این هفته خیلی خسته بودم

شنبه سر زنگ ریاضی خوابیدم.

میدونین که چقدر بدخوابم یا نیازه بگم؟

نزدیک ایستگاهم. برم بهتره...

سوپر تگ ها... الان گیجم. دقیقا نمیدونم چی زدم🤣🤣🤣🤣

هرچی.

لطفا منو رستگارم کن.

Take my hand 네가 나의 신이 되어줘
Make me ayy 온몸으로 던져 너에게

دوسش دارم.

دراما. دراما دراما.

umm nana na~ um nana.

پروفایلمو آپدیت کردم. هر روز طولانی تر از دیروزه.

بلاگفا نمیام. مدتی میشه.

چجوری میتونم؟!!!

راستی گفتم پروفایلم. زشتم نه؟

نمیدوم به چه اعتماد به نفسی دیشب همچین عکسیو گرفتم.

واقعا نمیدونم.

حس کردم قشنگم یکم. همین.

ولی الان حس میکنم نیستم.

نبودم.

شبیه خودم نیستم شاید برای همین قابل تحمله.

میدونستین عکسه بدون فیلتر و ادیته؟

روی دوربین جلوی گوشیم ترک خورده برای همین عکسام قشنگن.

فردا وقت دندون پزشکی دارم، دوباره.

امتحان عربی. کی حال داره بخونه!

قرآنم هست. و علوم.

عالیه.

همه چیز از اولش تقصیر من بوده

من همیشه دردسر درست میکنم

این همه دراما و همشونم سر من!

بابا بیخیال

این راضیه لعنتی چرا اینجوریه.

مایه دردسر!

مگه چی دارم اصلا.

این همه بحث. همش من من من من من من من من من من من من من من.

راضیه راضیه راضیه راضیه راضیه راضیه.

چرا این راضیه نمیمیره زنیکه!

رو پروفایل زوم کنین. کردین؟ درسته من همونقدر تارم.

OnlyOneOf me

امروز خیلی مبهمه برام

چیشد دقیقا

من با حوریه کاپ زدم الان؟.

آدم وقتی عاشق یه نفره دلش میخواد طرف براش چیکار کنه؟ بگید منم همون کارو کنم.

ترجیح میدادم فقط دوست باشیم. از دراما میترسم!

بار اولمه. باید چیکار کنم دقیقا.

حس میکنم زیادی دارم بزرگش میکنم. کاش زودتر کاپ بزنه...

این آهنگ خیلی قشنگه.

Yeah, hanging around stuck in 여기에
네가 떠나간 자리에
홀로 남겨져 떠도네
숨을 쉴 수 없어 난 even though I don't know, oh

این پارتش قشنگه. ریتمش با بقیه آهنگ فرق داره.

میدونم الان کسایی هستن سروش که شاید نگرانمن

شاید

ششاااایییددد.

ولی از صبح وایفا به گوشیم وصل نمیشد.

Baby, where do you go no more
Got mind right, I'm getting stuck in nah

دوسش دارم.

گوشواره هام پایین بودن، وسط اتاق عزیز جون، درست جایی که یک ساعت و خورده ای پیش خواب بودم.

خستگی تو بدنم مونده

چهارشنبه میرم دندون پزشکی برای ارتودنسی

توی یه جلسه حل میشه؟ فکر نمیکنم.

عربی چیز زیادی نمیفهمم.

گفتم گوشی لعنتیم آخر کار خودشو کرد؟

کارت SDم سوخت.

الان یه حس افسردگی مزمن دارم

دلم میخواد بشینم ضجه بزنم.

برم عربیامو حل کنم بعدشم علوم بخونم.

قبلشم انرژی زای مورد علاقم، شیر!

خیلی معتاد شیر شدم. هر روز دو لیوان حداقل میخورم.

شیر خوبه.

یه کیک صبحانه میزارم مایکروفر که گرم شه، بعدش با یه لیوان بزرگ شیر میخورمش.

خیلی لذت بخشه. حس تازگی میده.

این حس تازگی و آرامش بخش بودنشو 2 هفته پیش دوشنبه کشف کردم. همون روزی که از شدت عصبی بودن وسط هال راه میرفتم و توی دیلیم ویسای چرت و پرت میدادم و بلند بلند به خودم میخندیدم.

من آدمیم که میتونم عصبی بودنمو کنترل کنم ولی اون روز جدی اوضاعم انقدر وخیم بود که زد به سرم و نشستم کلی کسشعر گفتم.

دوست ندارم به بقیه مشکلمو بگم

حس میکنم اونا به اندازه کافی مشکل دارن و من فقط بد تر میکنم اوضاعو

از یه طرفم میدونم اونقدر مهم نیستم که بشینن برای من حرص بخورن

نمیدونم.

من فقط آدمیم که هر چیزی که بهش فکر میکنم رو به زبون میارم

یجورایی.

یه جورایی.

تولد در تولد در تولد؟

خب. تولد اینجاست یا بود یا... یادم نیست.

نمیدونم 10 مهر بوده یا 1 مهر. ولی آره... مبارک هاها.

بیاین عکس مورد علاقمو که مدت خیلی زیادی پروفایلم تو سروش بوده رو ببینید و یکم زجه بزنید.

راستی. اون روز از ایرانا شنیدم ضجه درسته نه زجه. واقعا سرش شکست عشقی خوردم.

چیزای زیادیو اینجا نمیگم

اون روز که واقعا فروپاشی روانی رو تجربه کردم

دعوا با دوستای ریلم

هرچی

هیچی نگفتم عمیقا

از همه چیز بدم میاد ولی حس ترحم دارم حتی با اینکه خودمو از همه چیز پایین تر میبینم.

راستی عکسه رو گذاشتم؟

نه وای.

ریه خوشگله.

ریه خیلی خوشگله.

ریه واقعا خیلی خوشگله.

چجوری میتونن بگن من شبیهشم. اون کجا و من کجا.

ولی... خب شاید لبخندم شبیه لبخندش باشه

میدونین چی میگم؟

لبخند نه

یه جورایی

نمیدونم چجوری بگمش ولی دقت کردم لبای منم مثل اون کش میاد.

خواب شبانه؟ من از ۸ صبح تا ۱۲ و نیم ظهر میخوابم.

من سرد شدم

عصبی شدم

تیک های مزخرفم ولم نمیکنن

زود گریه میکنم

با ترک های بیکلام instinct ها هم آرامش واقعی پیدا نمیکنم

تند شدم

همش گشنمه و مثل خرس میخورم در حدی که دلم درد میگیره ولی هنوز گشنمه

با این حال غذاها بنظرم حال بهم زنن

دلم یه چیز شیرین میخواد ولی از شیرین بودن زیاد متنفرم

بدن درد الکی دارم

هورمونام بهم ریختن

از دمنوش آویشن خسته شدم

حس میکنم گل گاو زبون لازمم.

دلم میخواد تا ابد ویدئو های JunRie یوتوب رو ببینم و این مسخرست که به طرز شدیدی به عشقی که بینشونه وابستم

مزخرفه چون میدونم میتونه فن سرویس باشه

متنفرم از اینکه اینو میدونم ولی بازم خیلی قشنگه.

عشقشون قشنگه. به عنوان کسی که هیچوقت عشق رو درک نمیکنه برم قشنگه.

سرخرگ مچ دست راستم چند وقت یه بار تیر میکشه و یه جوری میشه نمیدونم چرا

و لرزش چشمام دیوونم کرده. از تیک عصبی متنفرم.

مزخرفه آخه کی چشماش میلرزه؟ این خود کلمه "مسخره" ست.

چند وقته به همه چیز میگم مسخره، لوس، مزخرف.

برای تولد حوریه میخوام براش فتوکارت از ناین و دونگ‌هیون ببرم. از استری‌کیدز تو دیجیکالا پیدا میشه پس میخوام یه چیز خاص تر بهش بدم.

خوشحال کردن آدما رو دوست دارم.

اینکه به دردشون بخورم... این حسو بهم میده که اونقدرام بی مصرف نیستم و هر چقدر هم حال بهم زن باشم لاقل به کارشون میام

گشنمه.

زیر چشمام گوده، مثل همیشه. با اینکه پوست برنزه ای دارم رنگم پریده و این جالب نیست. و لبام... به طرز مزخرفی سفیدن.

درسته من همیشه لبام بی رنگ بودن ولی الان به خاکستری میزنن!

و زیر چشمام... همیشه همینجوری بودن فقط الان خیلی تو چشمه.

۳ هفته ای میشه موهای دستمو نزدم...

فردا/پس فردا باید یه حموم برم.

سوزش معده مزخرفه.

و حالت تهوع خیلی مزخرفه.

در مورد تگ ها... باید بگم شاید ولاگ ریه بتونه نجاتم بده... مدت زیادیه ندیدمش الانم نمیتونم چون با گوشی اومدم و فیلترشکن ندارم

جای پیرسینگ گوشم میسوزه.

۴ ماه رد شد ولم کن بیناموس.

سردمه

سردمه چون هوا سرده

من انقدر تباه و سادم.

از چیزی که فکر میکنید بیشتر.

گردنم درد میکنه

کل گردنم به بالا درد میکنه

حساسیت فصلی نگاییدم که.

۲ روزه از شر "آجی گوردی" در امانم ولی طوطیش منو گاییده

از کسایی که چپ میرن راست میان میگن گاییدم/نگاییدم بدم میاد، همچنان من ۴ و نیم صبح:

حالمکث‌.

جوری که امشب نتونستم هیچ گوهی بخورم<<<

اینکه هیچویت هیچ گوهی نمیتونم بخورم و هیچ کمکی نمیتونم به بقیه بکنم خیلی داره تو فرق سرم کوبیده میشه.

دلم بازم گریه میخواد

گوریه.

گوریه = برو ریه

چرا به ریه میگید بره؟ بغض*

عه اومدی دصطم؟

نه دسطم

الان چی دسصطم؟

سین نکرده تبطنبهسخف

دلم میخواد دوباره تا صبح بخندیم

شاید به جورابای تورتوری پرنسسیِ ۶

شاید به تخت سریع

شاید به مواد کشیدن ۹

شاید به تولد شوهرش

وایسا مگه تولد یونجون نبود؟

مگه پریروزم تولد نامجون نبود؟

تولد هانه؟ تولد فلیکس نزدیکه ها ۲۵ امه

خبسحعسحفسفخس حس میکنم تولد یکیو یادم رفته.

تولد کی این دور و بر بود؟

چرا همش تولده

نیاز دارم برای همشون ریمایندر بزارم

سرم درد میکنه

به پایین عادت ندارم. خوابم نمیبره...

گشنمه حتی با اینکه از صبح ۴ تا آلو و ۳ تا ویفر یا شایدم ۴ تا و چند قاشق بستنی مونده و یه پیاله شله زرد و نصف پرس برنج و مرغ خوردم.

کل روز همینا رو خوردم ولی بازم کم نیستا

دلم کورن داگی چیزی میخواد لعنتی نه شله زرد شیرین.

شیرینههه. نمیخوام.

سرم درد میکنه و اینجا خوابم نمیبره

چرا اینو میگم

من هیچ جا خوابم نمیبره

و دیشبم با اینکه دیر خوابیدم لاقل خوابیدم و وقتی بیدارشدم اصلا نفهمیدم خوابیده بودم.

خوابم میاد.

نیاز دارم شبا زودتر و بهتر بخوابم...

کیفیت خوابم زیر صفره.

باشه ولی دیشب شارلوت جدی برام لالایی خوند؟

هنوزم میتونم با فکر کردن بهش گریه کنم.

oh interest... KISS... داد نزن.

بازم کامنتاتونو فقط خوندم و تائید نکردم.

اون روزی که آخرین پست رو گذاشتم یه بحث کوچیک کردم و بغض کردم

یه چند تا پست چثناله توی دیلیم گذاشتم و نیک خوندشون و اومد پی ویم

قبلا نیک به من اعتماد کرده بود. اون شب خیلی به هم حس بهتری پیدا کردیم و آره. یهو گفتم هی هی هی اوشن تو همیشه لال مونی میگیری و فقط میگی خوبم چیزی نیست نه بابا اوکیم و آره.

یهو شروع کردم به وویس گرفتن و تمام مدت گریه کردم

و بیشتر گریه کردم چون اون نگرانم بود.

بیشتر گریه کردم چون خانوادم برام گریه کردن

اونا نگرانم بودن و برام گریه کردن.

متنفرم از اینکه بقیه برام گریه کنن

متنفرم از اینکه بقیه نگرانم باشن.

و از همه بیشتر متنفرم از خودم

اوه

من دیگه گوه بخورم وقتی میریم بیرون فلشمو بیارم

گوه بخورم برم اصلا

مگه تو خونه موندن چشه؟

اوه

از دوستای ریلم متنفرم

از این به بعد فکر کنم بودن باهاشون فقط تظاهره

خانوادم؟ اوه بازم ازشون متنفرم

تن صدام رفته بالا. نمیتونم مثل آدم حرف بزنم.

داد میزنم و عربده میکشم

کلاسام تموم شدن و مائده و پریا میخوان کلاسای منو شروع کنن

به اسم بابام نمیزاره پیچوندمشون

یه عمر بابام نمیزاشت و میپیچوندم با بهونه های خودم

این بار خودم نخواستم و فقط مخالفت بابامو بزرگش کردم همین!

از آهنگام متنفرم

اونا یه کاری میکنن از خودم متنفر شم

شاید نمیفهمه هر کلمه از حرفاش چجوری برام اهمیت دارن.

اوه من داد میزنم؟ تن صدام بلنده نه؟

شاید فکر کردی دست خودمه؟

دوباره ماسکام دارن قاطی میشن.

اوه

چرا نمیفهمه خوشم نمیاد؟

من از خودم متنفرم خب؟‌ خوشم نمیاد. نکن.

رابطم با همه داره بهم میریزه

با همه

سرم سنگینه

skinz رو مخمه.

"اتفاقای بد روی ریپلی‌ن، چی میدونی راجع بهش؟"

"فیس آف، نشونش بده. نشون بده چی زیر ماسکته. زیر پوستت"

سرم داره دوباره درد میگیره

"میبینم که اون ایستاده و دستتو گرفته، دستتو بزار روی شونه هاش... حالا من بیشتر سردم میشه. اما چطور میتونم ازش متنفر شم؟ اون یه فرشتست. اما بعدش دوباره یه جورایی آرزو میکنم کاش اون مرده بود همونطور که کنارت قدم میزد. "

الان دیوونه میشم.

"قلب من قلب توئه، اطراف رو نگاه کن. چیزی برای نگرانی نیست. اگه همه چیزمو از دست بدم هم ناراحت نمیشم چون تو قراره من بشی و من قراره تو بشم."

یور لایک ئه بیچ فرام ساوانا.

چشمام میسوزه... نباید اون جوری میزدم زیر گریه.

ولی فرق داشت. اون داشت به سادگی به همه اون چیزی که دوست داشتم و همه هنر نداشته ام و همه عرضه و لیاقت نداشته ام و همه تلاشایی که کردم برای اینکه راضیش کنم میرید.

مامان میگفت اهمیت نده.

اهمیت ندم؟ اون پدرمه. من واقعا برام مهم نیست بقیه راجع بهم چی فکر میکنن ولی بابا فرق داره. من همه تلاشمو میکنم که شبیه اون دختری باشم که میخواست داشته باشه ولی نیستم.

لاین آرت نقاشیم با گریه پیش رفت. هنوزم چشمام میسوزه. فکر کنم نباید بعدش حموم میرفتم.

دستم میخاره لعنتی. یه سه هفته ای میشه اینجوریه... کاش جای نیش پشه بود وای.

فردا میخوایم با خاله اینا بریم استخر. ودف! واقعا حال ندارم. جسله آخر کلاسم مونده ولی خانم آقایی خبری نداده...

امروز تو جلسه درمورد ال جی بی تی صحبت کردیم و حس خوبی داشت از اینکه مهدیه و الهه به حرفامون گوش میدادن بدون اینکه بهمون بپرن.

ولی حوریه خیلی رو مخمه...

چهارشنبه به مائده قول داده بوده ولش نکنه ولی اصلا سمتمون هم نیومد. تقصیر منه. باید از مائده فاصله میگرفتم...

گیفی که برای مهدیه فرستادم گیف جونجیه. وای. امیدوارم دوشنبه نگه "این عضو بی تی اسه؟"

از آتنا عصبانیم هنوز. یعنی واقعا فقط پیام داده بود درمورد حوریه ازم بپرسه؟

واقعا که هیچکس منو آدم حساب نمیکنه.

مامان میگفت گفته برگشتم که راضیه رو برسونم. داری بچه خر میکنی؟ معلومه که گرمش بود و خوابش میومد!

اگه یه درصد منو آدم حسابم میکرد خیلی وضعم بهتر بود.

اگه آدم حسابم میکردید.

چرا پاشدم رفتم پی وی تکیلا سانرایس عر زدم؟

چرا تو دیلیم همیچین پستایی گذاشتم؟

حس میکنم نیکولای ازم دلخور شد. باید درکم کنه نه؟ من عادت دارم از ناراحتیام با کسی حرف نمیزنم.

شینوبو میدونست قرار نیست چیزی بهش بگم پس حرفی نزد.

سرم درد میکنه

وای

"I don't give a shit what they think about us (ah-ah)"

تو سرم میچرخه.

دلم میخواد ادیتم و نقاشی دیجیتالم و نقاشیمو اینجا هم آپلود کنم ولی نت به گوشیم وصل نمیشه.

هی هی. من هر لحظه از چند ثانیه پیش بیمزه تر میشم.

بیشتر ایگنورم کنین. ممنون.

فکر کنم باید همه سوپرتگا رو انتخاب کنم.

من دیگه نمیتونم ینمدبیابیانتبیلرب

من واقعا الان اعصاب بچه ها رو ندارم.

جدی میگم

عمیقا خوابم میاد

حالشونو ندارم

نمیخوام