دیشبم دوباره خواب مدرسه میدیدم

این دفعه دیگه اون پسره و خانم مرشدیان و خانم کوهساری توش نبودن

فقط بالاترین کلاس مدرسه بود و اون بچهایی که ازشون بدم میاد و آیناز و حوریه و پای من که لنگ میزد و اون دختربچه هه که داشت به یکی داخل خونشون میگفت در باز نمیشه و راننده سرویسش خواب بود و یه عالمه کتاب و این دفعه خانم خیرآبادی هم نبود ولی سهرابی بود و حالا که فکرشو میکنم کوهساری هم بود

عجب تخمی بود

کالسکه اسباب بازیه توی خوابممم خراب بود

حقیقتا تو واقعیت یادم نمیومد اینو