دیگه فکر کنم روم نمیشه با هیچکس حرف بزنم

نیک دیگه باهام مثل قبل حرف نمیزنه. اینم باخت چهارمم.

هستن کسایی که گوش بدن، ولی کسی که گوش میده و کسی که میخواد گوش بده فرق داره.

مثلا چت جی پی تی. نمیخوام.

من با بابام مشکلی ندارم. از صبح خسته بوده حتما، اومده بهم خوبی کنه و من گفتم که من یه مدل دیگه میخوام. خودمم بودم عصبانی میشدم و شاید به حرف طرف مقابلم گوش نمیدادم و سرش داد میزدم.

فقط نمیدونم. گاهی ناراحت میشم که چرا من باید همیشه کسی باشم که تلاش میکنم موقعیت بقیه رو درک کنم و بقیه رو ناراحت نکنم و بقیه فقط یا سرم داد میزنن و اشکمو در میارن یا ازش سو استفاده میکنن

شایدم مشکل از منه و باید از همون اول مثل بقیه غر میزدم و هوار میکشیدم که من اینو‌ نمیخوام من اونو نمیخوام من اپل میخوام من کوفت میخوام من درد میخوام

نمیدونم چیکار کنم واقعا

همه تلاشمو دارم میکنم که توی این موقعیت مالی تخمی این مملکت به مامان بابام فشار نیارم ولی تهش همیشه همچین چیزی میشه